Skyscraper large

چهره زرد مرا بین

مهرانه رضایی‌فر

( بررسی مفهوم فقر در سینمای ایران، با نگاهی به فیلم بوتیک، ساخته حمید نعمت ا… )

بسیاری از صاحب نظران، مشکلات اقتصادی را علت عمده ی آسیب های اجتماعی می دانند. فقر و توزیع ناعادلانه ی ثروت زمینه ساز انواع بزهکاری های جاری در متن جامعه می باشد. امروزه فشار مشکلات اقتصادی به گونه ای است که طبق اعلام مدیر کل امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی : « با توجه به آمارهای سال ۹۰، فقر مهم ترین عامل موثر در بروز پدیده ی زنان خیابانی است. »

موضوع فرار دختران که معضلی قدیمی است، به عنوان پیش درآمدی بر بحث زنان خیابانی، در سال های اخیر به دلیل روند افزایشی که داشته، توجه آسیب شناسان اجتماعی را به خود جلب کرده و صد البته که این توجه، از سوی مقامات مسئول ذره ای هم مورد عنایت قرار نگرفته، چرا که با وجود آمار نگران کننده و فاجعه بار این پدیده در سطح جامعه ی امروز ایران، رئیس سازمان بهزیستی، آمار ارائه شده را ادعایی بیش نمی داند. زیرا با محاسبات ذهنی آقای رئیس، “وقتی ظرفیت مراکز نگهداری این زنان خالی است”، در نتیجه پاک کردن صورت مساله، عاقلانه ترین واکنش به نظر خواهد رسید !!!

در ادامه ی بررسی آثار پرداخته شده به پدیده ی فقر و علل و آثار آن در سینمای ایران، این بار سراغ نخستین اثر حمید نعمت ا… که اتفاقا فیلمی تحسین شده از سوی منتقدین است، می رویم.

بوتیک، محصول سال ۱۳۸۲، روایتگر قصه ی دختری نوجوان است که با بلندپروازی های کودکانه ی خویش و در جستجوی آرزوهای فانتزی خود، راهی خیابان شده اما غافل از آن است که پا به کوچه ای بن بست نهاده و جز پایانی تلخ در انتظارش نیست.

به بیان دیگر، نعمت ا… با جسارتی خارق العاده و بدون ترس از عقب نشینی مخاطب، به طرح قصه ای هولناک می پردازد و با حفظ شرافت حرفه ای، به واقعیت با تمام سیاهی و دردناکی اش وفادار می ماند. سراسر فیلمی که با کمک فضاسازی ها و قاب بندی های هوشمندانه ی نعمت ا… و بهره گرفتن از حضور بازیگرانی که هر یک به نوبه ی خود موثر ظاهر می شوند، پر است از دیالوگ هایی که به شکلی ظریف و هنرمندانه از روان جامعه ای به هم ریخته حکایت دارد. و الحق که نباید از استادی تمام و کمال کلاری در استفاده از دوربین روی دست برای کمک به فضاسازی اثر غافل ماند.

شخصیت اصلی فیلم با بازی محمدرضا گلزار که در نقدهای منتشر شده ی زمان اکران، با قیصر کیمیایی مقایسه شده بود، هر چند که در حد و اندازه های قیصر نیست و نمی تواند باشد اما این مقایسه در تم قیام فردی، پر بیراه هم نیست. درست است که قیام قیصر در برابر جامعه صورت گرفت و قیام “جهان” و اصلاح فردی او، نقشی به مراتب کم رنگ تر در جامعه ی شلوغ این روزها دارد، اما اگر قرار بود قیصر کیمیایی در دهه ۸۰ ساخته شود، بعید است که بتوان تاثیری بیش از آن چه “جهان” در شمایل یک قهرمان ایفا کرد، برایش متصور شد. جامعه ی بحران زده ای که بیکاری و فقر و فساد، امانش را بریده، برای این دست قهرمانی ها تره هم خرد نخواهد کرد.

تمامی این آمار و ارقام اعلام شده و سرنوشت تلخ و گزنده ی کودکانی که در فقر زاده می شوند، در برابر سنت کوچک مردان حزب باد، یکسره به فراموشی سپرده می شوند. وقتی رهبر جمهوری اسلامی از هندسه ی جدید اقتصادی و سیاسی جهان می گوید، تنها نکته ای که در این میان روشن نمی ماند این است که نقش توده ی مردم که آثار سیاست های اقتصادی ملانصرالدینی اعوان و انصار ایشان را با پوست و استخوان خود لمس می کنند، در معادلات هندسه ی جدید آقای خامنه ای دقیقا چیست و چه می تواند باشد ؟؟؟

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large