Skyscraper large

رنج مبر، هیچ مگو !

مهرانه رضایی‌فر

( بررسی مفهوم فقر در سینمای ایران، با نگاهی به فیلم هیچ، ساخته ی عبدالرضا کاهانی )

آسیب های اجتماعی که همواره در تمامی جوامع کم و بیش دیده می شود، معلول علت های پرشماری است که فقر یکی از آنها و اتفاقا از دید بسیاری از کارشناسان اجتماعی، از اصلی ترین دلایل هم به حساب می آید. در حالی که خصلت نسبی بودن این پدیده ی شوم، در همه حال، به بهانه و دست آویزی برای شانه خالی کردن دولتمردان از زیر بار وضعیت رقت انگیز اقشار فرودست جامعه، تبدیل شده و عدم احساس مسئولیت خود را این گونه توجیه می نمایند.

در دومین نگاه به آثار پرداخت شده به مقوله ی فقر در سینمای ایران، سراغ یکی از ساخته های عبدالرضا کاهانی می رویم که با اعتقادی راسخ و نگاهی دقیق، در تمامی فیلم های مطرح خود، به سر وقت طرح این آسیب اجتماعی و تبعات آن رفته است و عجیب آن که به هیچ روی، در این مسیر به دام تکرار نیفتاده و اتفاقا در هر اثر، پختگی قابل توجهی از خود به معرض نمایش می گذارد.

هیچ، محصول سال ۱۳۸۸، با برخورداری از نعمت حضور انبوهی بازیگر سرشناس که هر کدام به تنهایی برای خود وزنه ای به حساب می آیند، با درایت گروه کاربلد کاهانی و نگاه پرعمقش ساخته شد.

در تاریخ سینمای ایران و حتی جهان، کمتر اثری را می توان یافت که از تعدد کاراکتر و حضور انبوهی ستاره در کنار یکدیگر، لطمه ای جبران ناپذیر نخورده باشد. اما کاهانی با خلق ۹ کاراکتر اصلی، در پس زمینه ی قصه ای نامتعارف، به روایت اثری می پردازد که آیینه ای زنگار نگرفته از اجتماعِ پیش روی خالق اثر است. اجتماعی که در گردآب آسیب های اجتماعی، سرنوشت محتوم کودکانی که در فقر زاده می شوند را بدون کوچکترین سهمی از آینده، رقم می زند.

فقر به عنوان پدیده ای اقتصادی و اجتماعی، با شبیخونی دهشتناک در عمق جامعه ی مصیبت زده رسوخ می کند و در این میان، پس لرزه های خود را در اشکال مختلف مثل خودکشی، بزهکاری اجتماعی، چندهمسری، دختران خیابانی و … بر جای می گذارد.

جالب اینجاست که کاهانی، با هوشمندی هر چه تمام تر، تمامی این معضلات را یک جا در چارچوب فیلمش و البته بدون ذره ای گرفتاری در دام شعارزدگی، قرار داده است. به بیان دیگر، شاید در نگاه اول، بیان مسائلی متعدد و این چنین هولناک در فیلمی ۹۰ دقیقه ای و تزریقش به ذهن مخاطب، آن چنان ریسک بزرگی به نظر برسد که جسارتش به این آسانی ها یافت نشود. آن هم در قد و قواره های سینمای نحیف ایران که این سال های اخیر، به مدد سو مدیریت های دوستان، از ضعفی دو چندان هم رنج برده، اما عبدالرضا کاهانی، کارگردانی خوش قریحه است که ثابت کرده شناخت درستی از فضای پیرامون خویش دارد.

هزار افسوس که امروزه به جای نگرش علمی به مقوله ی فقر و آسیب های آن و آماده سازی بسترهای مناسب در راستای فقرزدایی، این معضل ویرانگر و خانمان سوز، به لطف دعواهای زرگریِ سیاسی، از دولتی به دولت دیگر پاس کاری می شود و گویی شخصیت های بلاتکلیف فیلمِ مورد بحث هم، حکایت از جامعه ای به مراتب بلاتکلیف تر دارند و فقط در این میان معلوم نیست که چرا به پیروی از سنت نهادینه شده در همین اجتماع، هیچ کدام از ما، با پای گذاردن به این دنیا، نان هایمان را با خودمان نیاوردیم تا آقایان، زحمت حواله ی بی تدبیری های فاجعه آمیز خود را روزی در باب منافع ماکولات و مشروبات و روزی دیگر در باب مضار آن، به توصیه ی اطبا، متحمل نشوند !!!

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large