Skyscraper large

هر چه “آقا” بگوید!

شهاب عموپور

مرتضی آقا تهرانی، دیگر معلم اخلاق دولت احمدی نژاد نیست. او که تا مدتی پیش “صحیفه سجادیه” در پیش روی خود می گذارد و گفتارهای اخلاقی تنظیم می کرد و برای ویرایش نزد استاد خود “محمد تقی مصباح یزدی” می بُرد تا اندکی بعد به جلسه هیات دولت پا گذارد و وزرای احمدی نژاد و خود وی را تعلیم اخلاقی دهد، اکنون از منتقدان برخی اعضای دولت است. حجت الاسلام که با رویش و تشکیل “جبهه پایداری” به پشتیبانی “محمد تقی مصباح یزدی”، از همراهان سفت و سخت آن شد و سپس با کمک های همان جبهه دوباره به مجلس شورای اسلامی راه یافت، اکنون “رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی” است.

کسی نمی داند که او از آموختن اخلاق به «دولتی که به رهبری نامه بی سلام می نویسد» ناامید شده، یا آنکه آیت الله مصباح یزدی که مرشد وی است اجازه ادامه ارتباط با اعضای دولت را به وی نمی دهد. دلیلش هرچه باشد، نتیجه اش این شده که “حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی” نماینده کنونی مردم تهران و رییس جدید کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، هرچه دارد و می بیند و می اندیشد و می سنجد و می گوید را با ملاک “تقرب به رهبر” انجام می دهد.

او که نماینده “مردم” است و براساس وظیفه شغلی خویش باید از حق آنها دفاع کند، به تازگی ملاک “حق” را در جای دیگری یافته. آقا تهرانی در جدید ترین سخنان خود که امروز در خبرگزاری فارس منتشر شده می گوید: «مقام معظم رهبری همانند دیده بانی هستند که از محل مرتفعی نگاه می‌کنند؛ ممکن است مسائلی که به نظر ما مهم نیست، به نظر ایشان مهم باشد و مواردی که از نظر ما مهم است از نظر ایشان مهم نباشد و این طبیعی است چرا که ایشان از بالا رصد می‌کنند. باید بر این باور بود که حرف ایشان اصل است حتی اگر با نظر ما هم مخالف باشد».

وقتی در میانه سال ۱۳۹۰ زمزمه های تشکیل جبهه پایداری در عرصه سیاسی ایران شنیده شد، خیلی ها دنبال آن بودند تا ببینند سرچشمه این حرکت ناشناخته در کجاست. اکنون ماه ها بعد از انتخابات و بعد از راهیابی بسیاری از اعضای این جبهه به مجلس، “مرتضی آقا تهرانی” دبیر کل آن جبهه که درس خوانده ی مدرسه مشهور “حقانی” است و سال های میانه جوانی را هم با گرین کارت آمریکا در آن کشور و نیز در کانادا به تحصیل و تدریس سپری کرده، در گفتگو با خبرگزاری نزدیک به سپاه ایران “فارس” که امروز منتشر شد، به برخی از نکات ناگفته در مورد چگونگی تشکیل این جبهه اشاره کرده است.

«در زمان فتنه، جلساتی بین نمایندگانی که بهتر به حرف‌های آقا عمل می‌کنند برگزار شد، خدمت آقا که مشرف شدیم حرف اصلی ایشان این بود که در تاریکی‌ها نورافکن بی‌اندازید و بصیرت ‌دهی کنید؛ در واقع این مساله ای است که همه به آن نیاز داریم. هر فردی باید بصیرت پیدا کرده و تلاش کند روز به روز بر بصیرتش افزوده شود، مقام معظم رهبری نیز همین مساله را مطرح کردند؛ بعد از آن بود که دوستان نشست های خاصی را برگزار کردند؛ عده ای از داخل مجلس و عده ای نیز از بیرون ملحق شدند و آرام ‌آرام طی جلساتی خدمت آیت الله یزدی، آیت ‌الله مصباح و آیت الله خوشوقت میی رفتیم که آیت ‌الله مصباح قبل از انتخابات مجلس نهم گفت چرا اعلام موضع نمی کنید تا عده‌ای که مثل شما فکر می‌کنند با شما هم مسیر شوند؟».

این که جهت گیری های فکری افرادی که می خواستند به عنوان نماینده مردم به مجلس راه پیدا کنند، دقیقا بر اساس خواسته های رهبری انجام شود، نکته ای است که آقا تهرانی بر آن تاکید دارد: «البته ما گاهی می ‌ترسیدیم از اینکه مبادا حضرت آقا این حرکت‌ها را نپسندند و نخواهند از این رو حواسمان بسیار جمع بود که ایشان چه می‌گویند؛ اگر در صحبت‌های ایشان یک دفعه کُدی را دادند ما دقیقاً از ایشان تبعیت کنیم و چیز دیگری مطرح نباشد، حتی خود پایداری نیز در آن صورت برای ما مطرح نبود».

و بعد هم دو نقش مهم دیگر را بر می شمارد: «وقتی کار جبهه پایداری شروع شد جلساتی را خدمت آیت ‌الله مصباح، آیت ‌الله خوشوقت و آقایان دیگر داشتیم که بسیار مفید بود. برای انتخاب کاندیداهای جبهه پایداری در تهران ۳۰ نفر انتخاب کردیم و خود بنده خدمت آیت ‌الله مصباح بردم، آیت ‌الله خوشوقت هم لیست را دیدند؛ یکی از مواردی که ما در جبهه پایداری از همان ابتدا به آن مقید بودیم و الان هم در نوشتن اساسنامه روی آن ایستاده ‌ایم این است که یک شورای فقها داشته باشیم تا آنها به مصوبات و کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم در بزنگاه ها و سرپیچ ها نگاه کرده و با نظارت درست آنها باشد که هم در وادی سیاست و هم در تشخیص مبانی اسلامی، قوی باشند. آن زمان اعضای این شورا آقایان مصباح و خوشوقت بودند و اینک یک روحانی بزرگوار دیگری را به این لیست اضافه خواهیم کرد».

در همان زمان شایعه شده بود که “صادق محصولی” از اعضای سابق و ارشد سپاه پاسداران که مشهور است ثروتی افسانه ای دارد، بخش عمده هزینه های مالی جبهه پایداری را تامین می کند. آقا تهرانی گرچه آن را نفی می کند، اما بر ثروت انبوه صادق محصولی که در دولت نهم، وزیر کشور و در دولت دهم، وزیر رفاه کابینه احمدی نژاد بوده، صحه می گذارد. او در پاسخ به این نظر که «برخی می گویند آقای محصولی از “خمس” پولش هزینه های پایداری را داده» می گوید: «محصولی می‌گفت همان‌هایی که این مساله را بیان می‌کنند شاهدند که خمسم را چند سال پیش به دفتر آقا تحویل دادم».

در این روزها که اختلافات سیاسی بسیاری در بین اصولگرایان وجود دارد، میزان ارادت به رهبری هم در عملکرد بسیاری از نمایندگان راه یافته به مجلس کاهش یافته است، آقا تهرانی که خودش هر روز در مجلس حضور دارد نیز آن را تایید می کند: «برای بنده عجیب بود برخی که آن زمان دم از وحدت می‌زدند، در مجلس که آمدند رقابت را در پیش گرفتند. بد نیست اینها خود را با حرف آقا چک کنند. مثلا وقتی حضرت آقا نسبت به چیزی حساسیت داشتند ما هم باید حساسیت داشته باشیم یا نه؟ حرف آخر را بین ما چه کسی می ‌زند و اینکه فصل ‌الخطاب و حجت را چه کسی می‌دانیم؟ به نظر بنده در بین افراد با حفظ احترام به همه باید مقام ولایت و صحبت‌های ایشان را حجت دانست؛ البته این کف ولایتمداری است؛ که همه برای حفظ اقتدار کشور و تمامیت ارضی باید این گونه فکر کنند».

وی در مورد اختلافات دو مقام بلند پایه جبهه پایداری، یکی آیت الله مصباح و دیگری آیت الله مهدوی کنی هم معتقد است که ملاک، همان مقام رهبری ست. «احترام آیت ‌الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح باید حفظ شود ما در جبهه پایداری به کسی بی‌احترامی نمی‌کنیم ولی خود این بزرگواران را هم با مقام معظم رهبری چک می‌کنیم؛ ما موظفیم آیت ‌الله مصباح و آیت ‌الله مهدوی کنی را اگر صحبتی می‌کنند با مقام ولایت تراز کنیم، این کار را باید انجام دهیم و اگر انجام ندهیم اشتباه است؛ از این رو ما با “حق” می‌سنجیم» وی از یاد برده است که هر دوی این افراد، عضو “مجلس خبرگان رهبری” هستند که بر طبق قانون وظیفه دارد تا عملکرد مقام ولایت را با قانون تراز کند و نه برعکسِ آن. وی اکنون ملاک “حق” را رهبر جمهوری اسلامی ایران می داند.

معلم اخلاق سابق دولت، گرچه معتقد است که اکنون «هیچ گروه، حزب و فردی در عرصه سیاسی در ایران نیست و اگر هم هست در حال حاضر دیگر وجود خارجی ندارد که بگوید ما ولایت فقیه را قبول نداریم» اما ناخواسته، فاصله گرفتن از رهبری حتی در کابینه را نیز در لابه لای حرف های خود تایید می کند و خاطر نشان می شود: «این نقد به برخی افراد و دوستان ما هست که چرا نمی‌گویند حرف آقا حرف آخر است و اگر در دلشان قبول دارند که انشاءالله هم همین است، باید آن را ابراز کنند؛ چون ما که از دل این و آن خبر نداریم. باید التزام به ولایت در عمل نشان داده شود و اگر نباشد، خود این انحراف است» و اضافه می کند: «این در قرآن کریم است که وقتی ولایت مطرح می‌شود، خداوند متعال از ما خواسته به اهل بیت (ع) مودت بورزیم. مودت، محبت نیست؛ ابراز محبت است. یعنی بگوییم هر چه آقا گفت، با جان و دل می‌پذیریم و لذا نوشتن نامه بی بسم‌الله، نامه بی ‌سلام و والسلام، کار بدی است، از هر که باشد».

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large