Skyscraper large

ناراستی آمار و حکومتِ انکار

کامیار بهرنگ

آمار رسمی بانک مرکزی ایران در این سال ها همواره با واقعیت جامعه در تضاد بوده است. این آمار در نمایش تورم و رشد اقتصادی، درآمدهای ریالی و ارزی و بسیار موارد دیگر که به صورت عینی قابل مشاهده است، به صورتی غیر واقعی به نمایش درآمده است.

دولت هشتم و نهم و در راس آن شخص محمود احمدی نژاد همواره تلاش کرده است با ادبیاتی خاص موضوع تورم و افزایش قیمت ها را پاسخ دهد. او در زمانیکه بحران گوجه فرنگی پیش آمده بود و قیمت آن به ناگاه ۲ برابر شد، به خبرنگاران پاسخ داد که ‘ میدان میوه تره بار سر کوچه ی منزل ایشان گوجه را ۱۲۰۰ تومان می فروشد ‘ جدا از آنکه معیار رییس جمهور یک کشور ۷۰ میلیونی، میدان میوه تره بار سر کوچه اش است، پاسخ به یک واقعیت عینی را با زبان انکاری می دهد که امروز آن ادبیات در تریبون های نماز جمعه هم رواج یافته است. خطیبان جمعه ای که باید درد مردم را فریاد زنند، امروز صدای حاکمیتی هستند که فقط در صدد انکار واقعیت ها و یا خاک پاشیدن به روی آنها را دارند.

زمانیکه از تورم و گرانی صحبت می شود، آیت الله احمد جنتی – امام جمعه تهران – ، آن را در کنار سرما و گرما و خواست خدا قرار می دهد. با چنین نگاهی می توان حتی از آن ترسید که فردا صحبت از گرانی و صحبت از آن محاربه به خدا قلمداد شود. فاجعه بیشتر از این است و آیت الله کاظم صدیقی – امام جمعه تهران – گرانی را مقدمه ی ظهور امام غائب می داند. جالب آن است که آیت الله صافی گلپایگانی هم از ذخیره ی معنوی امام غائب سوء استفاده می کند و برای شکایت از گرانی ها می گوید که این وضعیت قلب امام زمان را به درد آورده است. اینجا نشان می دهد که نیروی تبلیغاتی حاکمیت در حدی وسیع تریبون های رسمی را در اختیار خود گرفته است تا شکایات در حد همان خطبه های کوچک و محدود باشد و رسانه های ملی در اختیار آنانی باشد که جز انکار واقعیت و یا انتساب آن به غیر از مسئولان چیزی دیگر نگویند.

اما واقعیت های موجود نه در خطبه ها و سخنرانی ها و نه در آمار ساختگی بانک مرکزی موجود است، این واقعیت همانی است که مهدی کروبی در مناظره انتخاباتی با محمود احمدی نژاد بیان کرد. زمانیکه او تلاش داشت با در دست داشتن آمارهای بانکی نشان دهد تورم کاهش یافته است، مهدی کروبی به او می گوید : ‘ من که از بیابان نیامده‌ام این آمارها را ندانم. آن موقع که شما در شهرستان فرماندار یا بخشدار بودید بنده نائب رییس مجلس و نماینده بودم. شما آمارهای‌تان نادرست است. امروز ننه جون من هم می‌داند تورم چیست و چقدر است! ‘

اما آخرین خبر نشان می دهد بانک مرکزی میزان تورم در تیرماه را ۲۳ درصد اعلام کرده است که نشان می دهد ۷ درصد از میزان سال گذشته رشد نشان می دهد. این در حالی است که همین رقم نیز ثابت نبوده است و دولت موفق به مهار آن نشده است، این روند در ماه های اخیر همواره سیر صعودی دارد و روزهای آینده نیز بر همین اساس امیدی برای مهار آن نمی رود. دولت در سیاست های اقتصادی خود همواره با شکست همراه بوده است و امروز افزایش لجام گسیخته ی قیمت ارز یکی از تبعات سیاست های دستوری و اشتباهی است که بر آنها در طول این ۸ سال تاکید شده بود.

اما نکته ی اساسی در مصاحبه ی مدیر کل اقتصادی بانک مرکزی در زمان اعلام نرخ جدید تورم، تعلیق برنامه ی حذف صفر از واحد پول ملی بود. این طرح که یکی از جنبه های طرح تحول اقتصادی دولت محسوب می شد با سر و صدای بسیاری همراه بود. در اکثر کشورهایی که واحد پولی به این شکل تغییر کرده است، ما شاهد یک ‘ ابر تورم ‘ بالای صد درصد بوده ایم. اما این تغییر واحد به تنهایی نمی تواند و نتوانسته است که عاملی برای کنترل و کاهش نرخ تورم باشد، در این میان تجربه ی بی بدیل ترکیه را باید در نظر داشت. کشوری که در سال ۱۹۹۴ با نرخ تورمی نزدیک به ۱۱۰ درصد توانست با یک برنامه اقتصادی ۱۰ ساله این میزان را به کمتر از ۱۰ درصد برساند و پس از آنکه موفق به تثبیت پایه های اقتصادی خود شد واحد پولی خود را تغییر داد. توجه داشته باشیم که پیش از آن دولت ترکیه در دوره های مشخص مجبور به جمع آوری پول ها و چاپ ارقام بالاتر اسکانس بود که خود عامل بزرگی در تشدید تورم دارد.

این مهم امروز در سیاست های اقتصادی به هیچ عنوان در نظر گرفته نمی شود و با توجه به چاپ اسکانس های جدید که هزینه ی سنگینی را نیز به همراه دارد، دولت سیاست تغییر واحد پولی را در نظر می گیرد که در مرحله ی اول هزینه ی بسیاری را بر دوش دولت خواهد نهاد. البته این موضوع که کارهای دولت نیمه تمام رها می شود، مسبوق به سابقه است و طرح های بسیاری نیز در دورانی که آقای احمدی نژاد شهردار تهران نیز بودند به همین سرنوشت دچار شدند که خط مونوریل یکی از آنها است. تیم کارشناسی اقتصادی دولت هشتم و نهم بیشتر به آن سو حرکت می کنند که ظاهر را درست و در کوتاه مدت بحران را مدیریت کنند، حال آنکه این سیاست ظاهر را ویران کرده است و بحران را به سمتی می برد که دیگر اصلاح آن کار هر کس نباشد.

به این نکته توجه داشته باشیم که چه این سیاست و چه طرح هدفمند سازی یارانه ها یکی از ضروریات اقتصادی پویا است، اما توجه به زیر ساخت ها و اجرای کارشناسی آن مهم است که متاسفانه در این دولت خبری از آن نیست. در کشورهایی که پروسه ی حذف صفر از واحد پولی انجام شده است به اذعان بانک جهانی این موضوع تنها برای ایجاد یک جو روانی و ذهنی در مردم است که بتوانند پایه های اصلاح اقتصادی و کاهش نرخ تورم را پر رنگ تر نشان دهند، در غیر این اصلاحات، چندی پس از اصلاح واحد پولی تنها امری که تسهیل خواهد شد، روند حسابرسی و گردش پولی است و روند صعودی تورم مجدد شکل می گیرد.

 از مهمترین اصلاحات، تغییر شیوه ی جابجایی پول در سراسر کشور، تنظیم مناسبات حسابرسی و همچنین تثبیت ارزش پول ملی در برابر ارز است که با توجه به آنچه امروز جاری است، نه تنها در این دولت اراده ای برای اجرای آنها دیده نمی شود بلکه هر روز بر حجم مشکلات افزوده می شود.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large