Skyscraper large

حذف ریاست‌جمهوری و احیای مشروطه مشروعه

بهروز صمد‎بیگی

”در شرایط فعلی نظام سیاسی کشور، ریاستی است و رئیس جمهوری با انتخاب مستقیم مردم برگزیده می‌شود. اما اگر روزی در آینده احتمالا دور احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد.” این سخنان آیت‌الله خامنه‌ای در سفرش به کرمانشاه به سرعت خبرساز شد و برخلاف انتظار مورد استقبال هم قرار گرفت. البته پس از چند روز و با اظهارنظر چهره‌های سیاسی مشخص شد که بیشتر از بغض احمدی‌نژاد، دوستدار حذف پست ریاست جمهوری شده‌اند. همان طور که روزنامه دولتی ایران هم در واکنشی تند این پیشنهاد و طرفدارانش را به مسخره گرفت و در مطلب طنزی نوشت: “الان رقابت رفته روی مطرح شدن، یعنی هرکی داره یه راهی پیدا می‌کنه تا خودشو مطرح کنه. مثلاً برای اینکه نشون بدی نخبه سیاسی هستی، بگی ما رئیس جمهور نمی‌خواییم و به جاش می‌شه صدراعظم، داروغه و… بذاریم.”

چند ماه بعد اما آیت‌الله هاشمی رفسنجانی همه این جنجال‌ها را حاصل سوءتفسیر دانست و گفت: “رهبری در کرمانشاه جمله‌ای گفتند که از آن تفسیر سوء شد. منظور ایشان مطلب دیگری بود. بحث ایشان این بود که در نظام ما بن‌بست نیست. یعنی کسی نباید فکر کند که بن‌بست داریم و اگر ما حتی بخواهیم نظام اداره کشور را تغییر دهیم ، قانون اساسی را اصلاح و تغییر می‌دهیم. اصل نظرشان این بود.”

اولین رییس‌جمهور بعد از حذف سمت نخست‌وزیری در نظام سیاسی ایران توضیح داده بود: “من که سوابق را می‌ دانستم ، هنوز ایشان از سفر برنگشته بودند، نظرم را گفتم. من می‌دانستم ایشان موافق نیستند. دیدم بحث‌های انحرافی جدی در اینجا می‌شود. حتی بعضی‌ها گفتند کمیسیونی از یک سال پیش در این مورد کار می‌کرده است. اصلا از چنین کمیسیونی اطلاعی نداشتم. اعلام کردم که با این مخالف هستم و نظر رهبری هم این نیست و منظور ایشان این است که بن بست نداریم.”

او که با هفته‌نامه آسمان گفت‌وگو می‌کرد حتی از دیدار با رهبری و تایید نظرش توسط خامنه‌ای خبر داد: “وقتی ایشان از سفر برگشتند، در دیداری حضوری پرسیدم که منظور شما چه بوده است ؟ ایشان گفتند همان بحث همیشگی، یعنی این که بن‌بست نداریم و تشخیص شما درست است. گفتم یکی از اعضای هیات رئیسه مجلس گفته است که شما یک سالی است که کمیسیون تعیین کرده‌اید. ایشان گفتند: درست نیست و اصلا این کار را نکرده‌ایم و اطلاع داده‌ایم که ابن ادعا تکذیب شود. از‌ آن زمان به بعد هم بحث‌ها فروکش کرد.”

به گفته هاشمی رفسنجانی، آیت الله خامنه‌ای از همان زمان بازنویسی قانون اساسی، مخالف حذف نظام ریاست جمهوری بوده است: “کمیسیونی که مامور بود راجع به نظام و سیستم گزارش بیاورد، نظرش بر نظام پارلمانی بود. آیت‌ الله خامنه ‌ای که آ‌ن زمان عضو آن کمیسیون بودند مخالفت کرده بودند. منتها دیگران رای داده بودند. بعد که نظر کمیسیون به جمع آمد پس از بحث‌هایی زیاد، نظام پارلمانی رد و سیستم جمهوری تصویب شد. همان زمان به یاد دارم که سرسخت‌ترین مخالفت‌ها را شخص آقای خامنه‌ای می‌کرد که این‌گونه نشود، چون ما به مردم وعده جمهوری داده‌ایم و مردم شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی داده‌اند. آن زمان استدلال‌ها قوی بود… بالاخره نظام جمهوری تصویب شد. من هم طرفدار همین نظر بودم.”

اما آیا واقعا رهبر جمهوری اسلامی بدون منظور و تنها برای عنوان کردن عدم وجود بن‌بست در نظام سیاسی از حذف ریاست جمهوری صحبت کرده است؟
 

به دنبال اقتدار از دست رفته

آیت‌الله خامنه‌ای پس از انتخاب به عنوان رهبر جمهوری اسلامی، طبق قانونی که بازنویسی شده بود، اختیاراتی بسیار گسترده یافت اما او لااقل در سال‌های نخست رهبری و پیش از آن در منصب ریاست‌جمهوری، هیچ گاه چهره‌ای مقتدر و کاریزماتیک نبود. در سال‌های ریاست‌جمهوری مجبور به تحمل میرحسین موسوی به عنوان نخست‌وزیر بود که اختلاف نظر عمده با او داشت و آیت‌الله خمینی هم نظر مساعدش به سوی نخست‌وزیر بود.

به رهبری که انتخاب شد، هاشمی رفسنجانی را در سمت ریاست جمهور می‌دید، همانی که نقش اصلی را در به رهبری رسیدن خامنه‌ای داشت. هرچند در بازنویسی قانون اساسی مقرر شده بود که وظایف و اختیارات رهبری گسترش پیدا کند. به این ترتیب تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام، نظارت بر حسن اجرای سیاست‌های کلی نظام، فرمان همه‌پرسی، نصب و عزل و قبول استعفای‏ رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه و حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام به وظایف و اختیارات رهبری اضافه شد.

همچنین در اصلاح اصل ۵۷ قانون اساسی، “ولایت امر” به “ولایت مطلقه” تبدیل شد و مسئولیت هماهنگی میان قوا نیز از رییس جمهوری گرفته شد. مقام نخست‌وزیری هم که به کلی حذف شد.

شاید این تغییر ساختار بدون توجه به شخصیت‌هایی که در این سمت قرار گرفته‌اند، بیش از هرچیز حاکی از تایید و تاکید بر این نکته باشد که نفر اول کشور، رهبر است.

آیا دو دوره ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد، آیت‌الله خامنه‌ای را به این نتیجه رسانده که باز هم در این ساختار ممکن است، فرد اول نباشد؟

عماد افروغ، نماینده سابق مجلس جزو اولین کسانی بود که از این تغییر استقبال کرد و در باره دلیل تصمیم احتمالی رهبر معتقد است: “سوال جدی همین است که چرا ایشان نظام کنونی را مقبول ندانسته​اند و برای همین است که باید منتظر مواضع بعدی ایشان باشیم. البته در حال حاضر برخی پیشنهاد کرده​اند که برای مواجهه انتقادی راحت تر با دولت، بهتر است که پست «نخست وزیری» احیا شود و رئیس​جمهور، «نخست​وزیر» را انتخاب کند تا او پاسخگوی مجلس باشد و مجلس هم بی​مهاباتر بتواند با او برخورد کند. “

او اضافه می‌کند: “یکی از مسائلی که همواره تذکر داده​ام، همین تاثیر​های سوء دولت بر مجلس است که ممکن است تا مرز بستن مجلس هم پیش رود. کما اینکه هیات​هایی از سوی دولت و یا علی​الظاهر با همکاری دولت و مجلس، تشکیل می​شوتد برای انتخابات بعدی در مجلس و چینش نیروها در آن، تصمیم گیری می کنند. چینش اینگونه ترکیب مجلس از سوی گروه​های نزدیک به دولت و یا حتی تشکیل کمیته​ای منتسب به رئیس دولت، شتر سواری دولا دولا است! در چنین شرایطی که دولت بخواهد مجلس تعیین کند، بهتر است به سوی پارلمانی شدن پیش برویم.”

صادق زیباکلام هم تفسیر شفاف‌تری از این رویکرد دارد: “قدرت مانور نخست وزیر کمتر از رئیس جمهور است. حرکت مجلس در خط سیر ترسیم شده از سوی رهبری، معمولاً آسان تر است. منهای مجلس ششم، رهبری هیچ گاه نسبت به مجلس موضع انتقادی نداشته اند. نخست وزیر منتخب مجلسی شبیه مجالس پنجم، هفتم و هشتم، در نظام ما نخست وزیر ایده آلی می شود که در رابطه اش با رهبری مشکلی ایجاد نمی شود.”

به گفته این تحلیلگر سیاسی، “بعد از رحلت امام خمینی(ره)، کمابیش نوعی ناهماهنگی در سیاست های کلان نظام وجود داشته که این امر محصول اختلاف نظر روسیای جمهور با رهبری بوده است.  رهبری معتقدند که این دوگانگی باید حل شود. یعنی سیاست های خرد و کلان نظام در زیر مجموعه ولی فقیه قرار بگیرند. در صورتی که مردم رئیس جمهوری را انتخاب کنند که هماهنگی لازم با رهبری را نداشته باشد، این دوگانگی رفع نمی شود. در واقع مقام معظم رهبری می خواهند مشکل دوگانگی مذکور را در بلندمدت حل کنند.”
 

آرزوهای سومین دهه رهبری

ولایت مطلقه فقیه و حکومت اسلامی به جای جمهوری، مدنظر بسیاری از انقلابیون و طرفداران حکومت از ابتدای جمهوری اسلامی تاکنون بوده است. چهره‌هایی چون مصباح یزدی حتی به شبیه‌سازی حکومت ولی فقیه با حکومت امام معصوم می‌پردازند و تصویری که این دسته از ولایتمداران ارائه می‌دهند، بیش از هر نوع حکومتداری به حکومت‌های خودکامه و دیکتاتوری شبیه است. همان گونه که ابوالفضل قدیانی، منتقد سیاسی زندانی از اداره کشور به شیوه ناصرالدین شاهی و تبدیل ولایت فقیه به سلطنت سخن می‌گوید. آیا پس از تجربه احمدی‌نژاد و دفاع تمام قد رهبر از او در مقابل اعتراضات مردمی سال ۸۸ که باعث قدبرافراشتن او در مقابل جایگاه رهبری شده است، آیت‌الله خامنه‌ای را به چاره‌جویی واداشته است؟ شاید او ترجیح می‌دهد در سومین دهه رهبریش، بیش از پیش به سلطنتی مشروعه دست یابد و به آرزوی روحانیان سال‌های سلطنت قاجار، مشروطه مشروعه را جایگزین جمهوری کند.

 


*وبسایت میهن

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large