Skyscraper large

تفاوت کربلا با بدر و خیبر!

محمدجواد اکبرین

دوازده سال پیش، نهم اردیبهشت ۷۹ رهبر جمهوری اسلامی در «اجتماع عظیم بسیجیان» در مصلای تهران اعلام کرد که «دشمن اگر خیلی فشار بیاورد، صلح امام حسن اتفاق نمی افتد، اینجا اتفاق عاشورا تکرار خواهد شد». آن روز چنان جمعیتی را به سالن مصلا آورده بودند که از ظرفیت محل فراتر  رفت و چند تن جان حود را از دست دادند و تلویزیون، آنها را شهید ولایت توصیف کرد اما چنان جمعیتی لازم بود تا بتوانند مانوری  را به نمایش بگذارند و همان شب شروع کنند به توقیف فله ای تمام روزنامه هایی که با آمدن دوم خرداد آمده بودند.

حالا ۱۲ سال گذشته و آن اعلام استراتژیک به نقطه عملی نهایی خود رسیده حتی اگر اصلاح طلبان خوشبین باز هم گمان کنند که می توانند با رهبر حمهوری اسلامی به توافق برسند. غیبت هاشمی رفسنجانی در نشست استراتژیک دیروز، واجد معنای سیاسی ویژه ای از جنس بن بست بود و آقای خامنه ای تاکید کرد که توانسته از اعتراض ها و «قضایای تیر سال ۷۸ و ماجراهای سال ۸۸» عبور کند و «در هر دوره نسبت به دوره قبل توانمندتر و قوی تر شود». وی دوره دولت خاتمی را «دوره تملق نسبت به آمریکا و غرب و عقب نشینی در برابر آنها» توصیف کرد و گفت «در آن دوره بواسطه همراهی با غربی ها و عقب نشینی هایی که انجام گرفت، آنها آنقدر جلو آمدند که من مجبور شدم شخصاً وارد میدان شوم».

او گفت: «اگر آن عقب نشینی ها ادامه پیدا می کرد قطعا امروز از پیشرفتهای هسته ای و نشاط و ابتکار علمی در کشور خبری نبود» و سرانجام رسما اعلام کرد که در سیاست های خود «تجدید نظر» نمی کند و با تاکید بر آنچه که «اقتصاد مقاومتی» خواند از مردم خواست که در یک «حرکت جهادی» صرفه جویی پیشه کنند.

در این سخنرانی اما رهبر جمهوری اسلامی دهها بار از واژه «واقعیت» و جمله‌ی «واقعیت این است» استفاده می کند و در عین اینکه مخالفان خود را به «واقعیت سازی» متهم کرده و می گوید «اگر اسیر این واقعیت نمایی شویم و در محاسبه توان خود و یا دشمن خطا کنیم راه را اشتباه خواهیم رفت»  اما در تمام سخنانش تلاش می کند «واقعیت سازی» کند؛ یعنی واقعیت آن است که او می گوید. 

وقتی عباس جعفری دولت آبادی دادستان تهران طی جلسه ای با مدیران مطبوعات و رسانه ها، آنها را از پرداختن به ابعاد گرانی و تحریم ها و تحلیل های مرتبط منع می کند؛ وقتی وزیر ارشاد به صراحت مطبوعات و رسانه های داخلی را تهدید می کند که “کشور ما در شرایطی نیست که هر رسانه ای هر خبر یا تحلیلی را منتشر کند و بیش از پیش باید مراقبت شود” یعنی واقعیت آن نیست که آقای خامنه ای می گوید.

وقتی رهبر جمهوری اسلامی در همین نشست از مسئولان نظام می خواهد «با پرهیز از اختلافات بی فایده و رسانه ای کردن این اختلاف از اتحاد ملت صیانت کنند» و هشدار می دهد که «متهم کردن متقابل سه قوه بسیار مضر است» یعنی واقعیت هایی هست که باید کتمان شود تا واقعیت مورد نظر ایشان باورپذیر شود.

و سرانجام بار دیگر در این سخنرانی می گوید ما در شرایط بدر و خیبر قرار داریم و از همه می خواهد تحلیل های شان را بر این مبنا تنظیم کنند.

در بدر و خیبر اما پیروزی از آنِ پیامبر گرامی اسلام بود و با غنیمت و اسارت گرفتن از مهاجمان پایان یافت؛ پیش بینی دوازده سال پیش آقای خامنه ای اگر به وقوع بپیوندد و «دشمن بیشتر فشار بیاورد» که می آورد و او هم «تجدید نظر نکند» که نمی کند و کربلا اتفاق بیفتد (که خدا نیاورد) دیگر آنان که غنیمت می گیرند و آنان که اسیر می گیرند «بدری ها و خیبری ها» نیستند… آیت الله خامنه ای تاریخ را خوب خوانده و این تناقض زاییده‌ی ضعف حافظه‌ی او نیست بلکه ابتلایی روانی است که دامن همه دیکتاتورها را در فصل آخر قدرت شان می گیرد؛ چنان که بشار اسد یکسال پیش با اطمینان می گفت «بیماری اعتراضات خاورمیانه هرگز به دمشق نمی رسد». بماند که حیف از کربلایی که قرارست در آن «والی جائر» نقش «امام شاهد» را بازی کند… و این البته رسم مألوف این روزگار وارونه است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large