Skyscraper large

پرهیز کن از تیر ما

مهرانه رضایی‌فر

بررسی جایگاه زن در سینمای میلانی با نگاهی به فیلم تسویه حساب.

حقوق بشر اصطلاحی است که اشاره به مجموعه حقوق انسانی دارد که از بدو تولد برای تمام بشر به رسمیت شناخته شده،اما در این میان مدافعان حقوق زنان معتقدند که به دلایل تاریخی، فرهنگی و مذهبی زنان و دختران بیشتر از هر گروه دیگری از شمول این حقوق خارج می شوند.

از مقدمه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مصوب سال ۱۳۵۸ هم این طور استنباط می شود که هویت اصلی زن و حقوق انسانی او به طور مستقل به رسمیت شناخته نشده بلکه فقط در جهت ایجاد بنیادهای اسلامی، مشروع شمرده می شود.

تهمینه میلانی، یکی از سرشناس ترین کارگردانان زن ایرانی است که در طی مدت فعالیت خود در سینمای ایران، از اینکه یک تنه پرچم دفاع از حقوق زنان را در دست بگیرد ابایی نداشته و خود را فمینیستی تمام و کمال می داند. اما در این چند سال اخیر و مشخصاً ۱۰ سال گذشته، کیفیت آثارش دچار افت خودخواسته ای شده که گویی از فرط تکرار، دیگر حساسیت خودش را هم بر نمی انگیزاند.

از افتخار ورود وی به سینمای معناگرا که بگذریم دو ساخته آخرش، یکی از ما دونفر و تسویه حساب، با اینکه بار سنگین داعیه ی دفاع از حقوق زنان را با خود حمل می کنند اما به واقع با دم دستی ترین ابزار وارد میدان مبارزه شده اند و طبعا موفقیتی را هم حاصل نخواهند کرد.

تسویه حساب، محصول سال ۸۶، به کارگردانی و فیلمنامه نویسی تهمینه میلانی و با تم دفاع از حقوق زنان ساخته شده که باز هم معضل عدم شخصیت پردازی و نداشتن خط داستانی محکم، گریبان فیلم را گرفت و اثری که لابد قرار بود رعشه بر اندام ها بیندازد را به فیلمی شلخته و غیر قابل دفاع تبدیل کرد که تنها در این میان، باری به هر جهت بودنش مخاطب را آزار می دهد.

گروهی از فمینیست ها اعتقاد دارند که برای دوره ای باید تبعیض منفی را با تبعیض مثبت جایگزین کرد. به عبارت دیگر، تنها راه حل این است که کفه ی ترازو را باید به نفع زنان سنگین کرد. اما این تئوری بی پایه، از دیدگاه خانم میلانی، ظاهرا به گونه ای تعبیر شده که گویی دفاع از حقوق پایمال شده ی زنان جز با نثار فحش های بی رویه به جنس مرد، محقق نمی شود و حالا این ماییم که باید به آنها نگاهی ابزاری و جنسی داشته باشیم. غافل از این که، محکوم کردن خیل عظیمی تنها به جرم جنسیت، دست کمی از نگاه سراپا تقصیرِ کنونیِ آنان ندارد.

فیلمِ مورد بحث که سرشار از فضاسازی های غریب و شخصیت های پرت و پلا است، واگویه هایی تکراری از دردهایی است که اتفاقا نخست از طرف شخصیت های داستان به سخره گرفته می شوند و در مواجهه با مردان متعدد، با کمی بغض و یک سری شعارِ توخالی، به عقده گشایی های قلابیپرداخته می شود. جالب اینجاست که برای کمی باورپذیرتر شدنِ قصه هم که شده، از سوی هیچ کس تلاشی صورت نمی گیرد و ساده ترین اصول سینمایی هم از شعف پرچمداری دفاع از زن، زیر پا گذارده می شود.

خانم میلانی با کوله باری تجربه ی ریز و درشت بهتر از هر کسی باید بداند که گنجاندن این حجم از مشکلات در فیلمی ۹۰ دقیقه ای، خود از ذهنی مشوش حکایت دارد که حتی نتوانسته اثر را در حد یک فیلم سینمایی جمع و جور کند، چه برسد به اهداف آشکار و نهان قصه. انتهای هندی فیلم هم که قصد انتقال توهم عاقبت به خیر شدن را به بیننده دارد نه تنها به باز شدن گره های ایجاد شده کمکی نکرده بلکه سردرگمی ذهنی مخاطب را افزایش می دهد.

تئوری حمایت از حقوق زنان وقتی به ضد خودش بدل شود، چون نتوانسته تعریف درست و واضحی از خود به شنونده ارائه دهد، اصل صورت مساله را هم زیر سوال می برد و گارد مخاطب را نسبت به موضوع به همراه دارد. کاش خانم کارگردان از این دست دفاعیات خود دست بردارد و ما را هم بیش از این از طلا بودن پشیمان نسازد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large