Skyscraper large

ایران اسلامی؛ تَن‌فروشان شوهردار، ۱۲ درصد

شهاب عموپور

مدیر کل امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی می گوید: «بر اساس آمارهای مراکز بازپروری سازمان بهزیستی ۱۰ تا ۱۲ درصد زنان خیابانی متاهل هستند و اغلب آنان در سنین ابتدای جوانی ۲۰ تا ۲۹ سال قراردارند». دکتر “حبیب الله مسعودی فرید” در طی نشستی در خبرگزاری دانشجویان ایران، ضمن ارائه ی آمار برشمرده، اذعان دارد که «البته آمار مراکز بازپروری سازمان بهزیستی با آمارهای جامعه متفاوت است». این گفته ها نشان می دهد که آمار “تن فروشان شوهردار” از آنچه که این مقام مسئول می گوید نیز تکان دهنده تر است.

در حالی که این روزها “عفاف و حجاب” دختران و زنان ایرانی، دغدغه ی اصلی مسئولان کشوری و لشکری و فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و هنری و ورزشی ایران است و تمامی فعالیت ها و برنامه ها برای گسترش و پروراندن آندر حال برنامه ریزی و انجام است، امری مهم تر در حال رخداد است و آن «افزایش زنان خیابانی در ایران و پایین آمدن سن و سال آنها و نیز حضور زنان متاهل در بین آنان»است. چرایی آن نیز هنوز بر مسئولانِ امروزِ روز پوشیده مانده و “مسعودی فرید”، مدیر کل امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی در این مورد می گوید: «این افراد انگیزه‌های اجتماعی، اقتصادی متفاوتی دارند. برخی برای لذت جنسی و برخی برای پول این کار را انجام می‌دهند و ریشه‌های اقدامات آنها متفاوت است».

وی اشاره دارد که: «طبق آمارهای سال ۹۰، ”فقر” مهم‌ترین عامل و ”تعارضات خانوادگی” دومین عامل موثر در بروز پدیده زنان خیابانی است» اما ادامه می دهد که:«نگرش‌ها نسبت به پدیده روسپی‌گری عوض شده است و عده‌ای نه به دلیل فقر مطلق، بلکه برای کسب درآمد بیشتر به سمت اینموضوع سوق می‌یابند که این امر حاکی از پیچیده ‌تر شدن مقوله روسپی ‌گری در ایران است».

“حسن موسوی چلک”، رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران نیز با مسعودی فرید موافق است و در این زمینه می گوید: «همچنان انگیزه غالب این زنان نیاز مالی است، اما برای تامین نیازهای ثانویه و کسب درآمد بیشتر به این سمت آمده‌اند»؛ وی برخلاف بسیاری دیگر از مسئولان کشور، از علنی کردن این قضیه ابایی ندارد که: «اگر پیش از این زنان خیابانی در طول شهر و به تنهایی در گوشه خیابان انتظار مشتری را می‌کشیدند، در حال حاضر در وسط روز و در خیابان‌های اصلی این امر اتفاق می‌افتد».

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، “مردان متاهل” را نیز همچون “زنان متاهل” در این کارزار سهیم می داند و معتقد است «اگر تحلیلی درست داشته باشیم، باید بگوییم درصد بالایی از مشتریان این زنان، مردان متاهل هستند» وی می گوید: «درصد زیادی از مردان متاهل تهرانی خانه مجردی دارند. اگر خوشبینانه نگاه کنیم درصد قابل توجهی از این مردان، این خانه‌ها را برای موضوعات و تفریحات خاص می‌خواهند».

این در حالی ست که از درون خانه ها خبرهای ناخوشایند دیگری نیز به گوش می رسد و “مسعودی فرید” خبر می دهد: «در حال حاضر از هر چهار ازدواج یک ازدواج در کشور به طلاق می‌انجامد و مشکلات خانوادگی،خشونت‌های خانگی، پرخاشگری و کودک آزاری در جامعه افزایش یافته است».

نهادهای اجتماعی و فرهنگی کشور همه درگیر مساله ی “حجاب” شده اند و هیچ بودجه ی مناسبی هم برای پیگیری مساله ی تن فروشی در نزد نهادهای مرتبط تصویب نمی شود تا شاید روشن شود که چه در حال روی دادن است. این مساله ای ست که مدیر کل امور آسیب دیدگان بهزیستی هم به آن اشاره می کند: «برآوردی در زمینه رفتارهای پرخطر در جامعه وجود ندارد. از این که در حوزه زنان تن‌فروش در سطح اجتماع چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است، هیچ اطلاعی در دست نیست». عواقب پرداختن به این مقوله و روشن شدن زوایای آن، به قدری برای مسئولان نظام ایران اسلامی دشوار است که حتی پژوهشگران و دانشجویان مرتبط هم نمی توانند روی این مساله انگشت بگذارند. مسعودی می گوید: «در حال حاضر دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری اجازه انجام پژوهش در زمینه بسیاری از آسیب‌های اجتماعی را ندارند».

موسوی نیز در زمینه ی کاستی های اینچینی می گوید: «بسیاری از زنان خیابانی چاره‌ای جز این کار ندارند. بهیک سیستم اجتماعی هدفمند هدایتگر نیاز است تا اگر فرد خطا کرد، دوباره بازگردد حال آنکه در حال حاضر انگ اجتماعی، مانع می‌شود و اگر این امر محقق نشود، روسپی‌گری بیش از پیش زیرزمینی‌ می‌شود».

موسوی اشاره دارد که بعد از سی و چند سال از سپری شدن دوران حکومت جمهوری اسلامی، به تازگی و برای اولین بار «بودجه ای برای کاهش و پیشگیری از آسیب های اجتماعی تصویب شده» و این در حالی ست که شواهد نشان می دهند، وضع بحرانی است: «۳۰ سال پیش نه کانون اصلاح تربیت و نه شلتر زنان وجود نداشت، چرا که نیاز به وجود آنها نبود. اما امروز در تمام شهرستان‌ها،‌ کانون اصلاح تربیت ایجاد شده است و برای گسترش شلتر زنان و اعطای مجوز، به بخش خصوصی متوسل می‌شویم».اما در همین شرایط هم، باز در مساله ی بودجه سهل انگاری می شود:

«در سال جاری پس از سال‌ها، حوزه آسیب‌های اجتماعی، ردیف اعتباری مجزایی پیدا کرده است و این در حالی است که سازمان هدفمندی یارانه‌ها شش هزار میلیارد تومان به بخش سلامت اختصاص و وزارت بهداشت هم اعلام کرده تمام این رقم را به ”سلامت جسم” اختصاص می‌دهد و اعتبار حوزه اجتماعی در مقابل حوزه سلامت قطره در برابر دریاست».

او از مسئولان می خواهد که رویکرد “سیاسی انتظامی” همیشگی در این زمینه را کنار بگذارند و اجازه بدهند تا واقعا به این قضایا پرداخته شود: «هر چه جلوتر می‌رویم، موضوع آسیب‌های اجتماعی، تهدیدهای بیشتری را برای جامعه ایجاد می‌کند و باید در این زمینه شفاف بوده و رویکرد سیاسی انتظامی را در این بخش آسیب‌های اجتماعی کنار بگذاریم».

رییس انجمن مددکاران اجتماعی ایران می گوید: «اگر نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، امروز درخواست برای خرید ۱۰ دستگاه خودرو خارجی بکند، تا یک ماه بعد اعتبارش تامین می‌شود، اما اگر یک سازمان اجتماعی ۱۰ درصد اعتبار دیگر ارگان‌ها را درخواست دهد، اختصاص نمی‌یابد، چرا که هنوز باوری در این زمینه ایجاد نشده است».

امروز، همزمان با انتشار این اخبار ناگوار در مقوله ی مغفول مانده ی “تن فروشی” در ایران، «کارگاه تخصصی “عفاف و حجاب” در نظام عالی آموزشی کشور» آغاز به کار کرده و اکنون ذهن و قوای مسئولان کشور، از «نمایندگاننهاد مقام معظم رهبری و مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری گرفته تا شورای فرهنگی و اجتماعی زنان وبسیج» که در این کارگاه حضور دارند، درگیر با مساله ی «حجاب دانشجویان» است.

بر حسب گفته ی “مسعودی فرید”، پیش بینی شده تا برای هر زن آسیب دیده در مقوله ی تن فروشی و برای بازگشت وی به جامعه، رقم «هشت میلیون تومان اعتبار» اختصاص یابد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large