Skyscraper large

صندوقِ نسوزِ ده قفله!

مهرانه رضایی‌فر

(بررسی مفهوم خیانت با نگاه به دو فیلم سگ کشی و شب یلدا)

 در جوامعی که عرف و آموزه های اجتماعی، سرمنشا اخلاق را به غلط در دین جستجو می کنند و اساس اصول اخلاقی را بر امری فراطبیعی می گذارند، روشن است که با هر تزلزلی که در بنیان های مذهبی در ذهن افراد روی دهد، به یکباره بساط اخلاق هم از جامعه برچیده می شود و اعمال ضد اخلاقی و غیر اخلاقی، نقش پررنگی در زندگی اجتماعیِ کنشگران ایفا خواهند کرد.

چرایی این که پدیده ی خیانت و آثار و نتایج آن در چند سال اخیر، سایه ی سنگین تری بر جوامع بشری به نسبت قبل داشته و دارد، در عرصه های گوناگون قابل بررسی است. این بار به دو اثرِ با اقبال رو به رو شده ی سینمای ایران در دهه ۸۰ می پردازیم. سگ کشی ساخته ی بهرام بیضایی، کارگردان بزرگ و نام آشنا و نیز شب یلدا، اثر تحسین شده ی کیومرث پوراحمد که سال های دور با مجید و قصه هایش، خاطره سازِ کودکی مان شد.

هر دو فیلمِ مورد بحث، با طرحواره ای از خیانت داستان خود را آغاز می کنند، اما در طی مسیر، رفته رفته به سردی و خاکستری شدن رنگِ فضا افزوده می شود. با این تفاوت که نگاه خالقین این دو اثر در برخورد با خیانتِ مطرح شده، با یکدیگر تفاوت ملموسی دارند.

سگ کشی که روایتگر زنی نویسنده و وفادار به همسر و زندگی مشترک است، از همان ابتدا با ورود خود به تهرانِ روزهای جنگ، با آن فضای غریبش، با علامت سوال های بی شماری رو به رو شده که یک به یک بی پاسخ می مانند. و او در این میان، اصرار عجیبی به ورود به معرکه ی از پیش تعیین شده دارد. تنها تسلی او، وفاداری و آزادی همسرش از میله های زندان است که راه را برای او هموار می سازد.

از سویی دیگر، شب یلدا، داستان مردی متعهد و دوستدارِ همسر را روایت می کند که رفته رفته با خیانت همسرش و ترکِ همیشگی او از زندگی مشترک مواجه می شود.

هر دو این آثار، با این که در انتقالِ تلخی حس خیانت به شدت موفق عمل می کنند اما نسخه های متفاوتی را برای مخاطب می پیچند. به بیانی دیگر، حامدِ شب یلدا و گلرخِ سگ کشی، هر دو از ابتدا با بی رحمی غیر قابل وصفی، حامله ی شرایطِ محصور شده می شوند ولی هر یک به شکلی متفاوت از دیگری، دست به کورتاژ می زند. پوست اندازی این دو در طی مسیر، امری است که به وضوح قابل درک است اما دو عکس العملی که در برخورد با پدیده ی خیانت از خود نشان می دهند، با توجه به عوامل فرهنگی و اجتماعی گوناگون، می تواند از افراد متفاوت سر بزند.

یکی در برخورد با “سگ های مشکوک به هاری”، دست به سگ کشی می زند و با حس تنفر معرکه را ترک می گوید و دیگری با پذیرش واقعیتی تلخ، شروعی دوباره را تجربه می کند. حقیقت این است که همان قدر که خیانت عملی ضد اخلاق است، واکنش هایی مثل قتل و … هم رنگ و بویی از اخلاق ندارند و صد ها برابر می توانند در جامعه ی امروز، زیان بار باشند.

بالا رفتن آمار خیانت در جامعه ایران، با استناد به هشدار جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعی، پدیده ای است که در زندگی شهری امروز ملموس و محسوس می باشد. اما بحث در برخوردِ با این پدیده، موضوعی است که شاید کمتر به آن پرداخته شده است.

به عبارت دیگر، بحث در این است که انسانِ محصور در قواعد شهری، باید با آموزه های فرهنگی و اجتماعی به درکی برسد که آستانه ی تحمل خود را در ارتباطات میان فردی اش بالا ببرد. چرا که تنشِ ایجاد شده از واکنش هایی مثل قتل، خیانت دوباره و آزار جسمی، همه و همه تبعات تاریک دیگری دارند که به هیچ روی قابل چشم پوشی نیست و جز ایجاد تنش، دست آورد دیگری نخواهند داشت.

خیانت هم مثل تمام پدیده های اجتماعی، امری غیر قابل انکار و از اقتضائات زندگی شهری که اخلاق از آن رخت بر بسته، می باشد. تار موهایی که دسته دسته جای یکدیگر را می گیرند و اتفاقا ” شرقی و ایرانی و تهرانی” هم توفیری ندارد و “صندوق های نسوزِ ده قفله” هم نه اعتمادی می سازند و نه کمکی به بازگرداندنِ اعتمادهای از دست رفته می کنند. اما با هر دید، چه مذهبی و چه اخلاقی، که نگاه کنیم، باز هم می شود در برخورد با پدیده ای غیر اخلاقی به مانند خیانت، از سلاح پر اعتبار اخلاق استفاده کرد و ایفاگرِ یک تنه ی نقش شاکی و قاضی و اجرا کننده ی حکم نبود. چرا که درکِ واقعیتِ ناکارآمدی خون در شستن خونی دیگر، آرامشی را به ارمغان می آورد که همه از آن منتفع خواهند شد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large