Skyscraper large

نافرمانی مدنی؛ فرصتی برای حرکت

کامیار بهرنگ

نافرمانی مدنی ، یکی ازبزرگترین عناصر جنبش های بدون خشونت است. این نافرمانی جدا از آنکه می بایست برآیند نگاه های غالب در شبکه های اجتماعی فعال باشد، می تواند برای پیروزی و اثر گذاری گزاره های دیگری را نیز با خود به همراه داشته باشد.

مهمترین عنصری که نافرمانی های مدنی با خود به همراه خواهند داشت خاصیت “کنشی” آن است و نه تنها “واکنشی” به سرکوب و دیکتاتوری و یا عوامل دیگر. این عوامل دیگر، بیشتر در جوامع دموکراتیک تعریف دارند اما در جوامع غیر دموکراتیک در بیشتر مواقع عامل اقتصادی است. اما عناصر دیگر می توانند در غیر تحمیلی -دستوری- بودن و همچنین جامع بودن خلاصه شود. در مورد دستوری بودن شبکه های اجتماعی در یادداشت پیشین (شبکه های اجتماعی و مرکز هماهنگی) نکاتی را آورده ام و در این مجال به جامع بودن کنش هایی از این دست، خواهم پرداخت.

جامع بودن، این خاصیت را با خود به همراه دارد که کمیّت جنبش را تقویت می کند، این کمیت الزاما با کیفیت همراه نخواهد بود اما از اهمیت آن نمی کاهد. به این معنی که هر جنبش اجتماعی بدون وجود شبکه های گسترده هرچند که فلسفه ی عمیقی داشته باشد و تمام ظرائف را پوشش دهد، اما بدون حضور آن گستردگی نمی تواند اثر گذاری داشته باشد. در عین حال جنبش های پرجمعیت اگر هدف خاص نداشته باشند دچار فرسایش شده و به طبع آن حتی در کوتاه مدت دچار ریزش نیرو می شوند. قدرت مردم دقیقا در همین جا در کنار قدرت روشنفکران (نیروهای پیشرو جامعه) تعریف می شود، حلقه ی واصل این دو، شبکه های اجتماعی گسترده است و البته نیروهای پیشرو و آگاه به مبارزه مدنی و اهداف مشخص می بایست در شبکه های اجتماعی حضور موثر داشته باشند. این حضور نه به معنی تلاش برای ایجاد تغییر مسیر در آن شبکه ها که تنها برای آن است که به صورت مستقیم و بی واسطه بتوان در آن مرکز هماهنگی که پیش‌تر به آن اشاره شد، یک نقشه ی حقیقی از واقعیت این شبکه ها رسم شود. 

این نقشه در کوتاه / بلند مدت می تواند کمکی برای اجرای هر کنش صحیح اجتماعی باشد. فراخوان ها بر اساس رصد کامل این نقشه ها ارائه می شود و دغدغه ی اصلی و گسترده ای از معترضان فعال و حتی معترضان خاموش را نمایندگی می کند. نقش این نمایندگان مرکزی نه رهبری که تنها هماهنگی نیروهای فعال است، این نیروها در بهترین حالت نقش پیشگام در یک کوهنوردی را دارند که باید گام های خود را با آخرین فرد هماهنگ کند چرا که اگر این تنظیم واقع گرایانه وجود نداشته باشد، نیروهای پیشگام به پیش می روند و در میانه های راه می بایست در انتظار رسیدن آخر صف بایستند، حال آنکه یک جنبش اجتماعی می بایست در یک کنش پیوسته ادامه یابد نه آنکه تنها به صورت واکنشی، موضعی و در یک عمل لحظه ای خود را به نمایش بگذارد و به خانه برود.

در سوی دیگر نیروهای پیشرو می بایست با شکیبایی در کنار شبکه ها بایستند ، با حوصله ی بسیار آن ها را تحلیل کنند و با علم به همه ی این جوانب، عمل کنند. این صبر و علم باید در مراکز هماهنگی نیروهای فعال این شبکه ها صورت گیرد چرا که پراکندگی کنش های اجتماعی بدون این هماهنگی می تواند تنها به ایجاد یک موج در جامعه بدل شود و نه آنکه امواج منظم و هدف مندی را برای رسیدن به جامعه ی مدنی را رقم بزند.

برای نیروهای فعال در جنبش سبز این موضوع اهمیت ویژه ای دارد. اصرار و تاکید های مکرر فعالان و رهبران جنبش سبز بر شبکه های اجتماعی و توان عینی این شبکه ها که خود را در مراحل گوناگون قدرت نشان داده است، این مهم را دو چندان می کند که نیروها بتوانند خود را در این شبکه ها فعال نمایند تا در زیر چتر یک هماهنگی واقعیت های بخش های گوناگون جامعه را ترسیم و بر اساس آن پیش روند. امری که تا امروز و به ویژه بعد از ۲۵ بهمن ۸۹ در مورد آن غفلت شده است. این فعالیت نه به معنی آن است که باید همه ی شبکه ها را زیر چتر جنبش سبز تعریف نمود، بلکه درست بر پایه این دریافت از مصاحبه ی میرحسین موسوی است درباره آگاهی رسانی و شبکه های اجتماعی: «گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی«خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن».

در این مدت ۲ کنش وسیع اجتماعی در ایران جریان یافته که در طبقات گوناگون اجتماعی اما با یک خواسته ی مشترک صورت گرفته است. خواسته، مشخص است، گرانی های حاصل از سیاست های غیر کارشناسی دولت هشتم و نهم. این کنش های اجتماعی الزاما خواستگاه سبز را با خود همراه ندارند و اتفاقا تلاش هم دارند که خود را غیر سیاسی بدانند و این واقعیت در نقشه ی پراکندگی این حرکت ها و ماهیت شبکه های ارسال و پخش خبر به خوبی عیان است. میزان گستردگی آن نشان می دهد که حتی اگر در مرحله ی اولیه منشا اثر عینی نباشد، اما نوید شروع حرکتی را می دهد که برای پیشروان جنبش سبز می تواند درس های بزرگی را به همراه داشته باشد که در نوشته ی بعدی به آن اشاره خواهم داشت. اما باید توجه داشت که نیروهایی که خود را در مسیر جنبش سبز تعریف می کنند می توانند با مقایسه ی این کنش ها و کنش های اخیر خود به ارزیابی چرایی کیفی و کمی آنها بپردازند.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large