Skyscraper large

مویه کن دلبندم…

مهرانه رضایی‌فر

هنوز مدت زمان زیادی از اعلام آمار اداره کنترل ایدز مرکز مدیریت بیماریهای واگیر وزارت بهداشت در مورد تعداد تقریبی مبتلایان ایدز در ایران نگذشته که زاویه ای دیگر از این گزارش علنی می شود. به گزارش خبرگزاری مهر، “علل ابتلا به HIV در بین کل مواردی که از سال ۱۳۶۵ تاکنون در کشور به ثبت رسیده‌اند به ترتیب، تزریق با وسائل مشترک در مصرف ‌کنندگان مواد (۷/۶۹ درصد)، رابطه جنسی (۳/۱۰ درصد)، دریافت خون و فرآورده‌های خونی (۱ درصد) و انتقال از مادر به کودک (۹/۰ درصد) بوده است. راه انتقال در ۱/۱۸ درصد از این گروه نامشخص مانده است.

در مقایسه این آمار با مواردی که ابتلا آنان در سال ۱۳۸۹ گزارش شده است، اعتیاد تزریقی ۱/۶۶ درصد، برقراری روابط جنسی ۷/۲۰ درصد و انتقال از مادر مبتلا به کودک ۷/۲ درصد را تشکیل داده است.”

با یک حساب سرانگشتی ساده به راحتی می توان به این نتیجه رسید که در بیست و پنج سال گذشته، آمار ایدز از طریق رابطه جنسی، به شدت افزایش داشته و شاید فقط در کشوری به مانند ایران، مسئولان فرهنگی و اجتماعی اش برای خواب خرگوشی خود نیاز به قصه هایی از سنخ خبرهایی از تحقیقات جدید محققان در امریکا داشته باشند که نشان می دهد “ازدواج باعث خوشبختی می شود”. حالا دیگر اینکه این پدیده ازدواج معلول چه عامل های اقتصادی و فرهنگی می باشد، به هیچ روی ذهن احدی را درگیر نخواهد کرد!

به این آمارهای سراسر مشعوف کننده، اظهار نظر اخیر یک فعال حقوق کودک را هم در باب پیش بینی وجود ۱۰۰ هزار کودک بی شناسنامه در کشور اضافه کنید. کودکانی که غالبا حاصل ازدواج زنان ایرانی با مردان افغان می باشند.

بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا : “طبق آمارهای رسمی ۳۲ هزار کودک بی‌شناسنامه حاصل ۱۲ هزار ازدواج زنان ایرانی با مردان افاغنه وجود دارد و البته این آمارها مربوط به ازدواج زنان ایرانی با اتباع افغان است و این در حالیست که کودکان ایرانی زیادی هم بدون شناسنامه هستند.”

فرشید یزدانی در گفت‌وگو با خبرنگار «اجتماعی» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اظهارکرد:‌ “این در حالیست که تعداد بسیار زیادی از ازدواج‌های زنان ایرانی با مردان افغان به ثبت نمی‌رسد. بازماندن این کودکان از چرخه تحصیل، فرآیند توانمندسازی آنها را با اخلال مواجه می‌کند و فقر تشدید می‌شود و نابرابری‌هایی که متوجه آنهاست افزایش می‌یابد”.

طی سالیان گذشته به گواه بسیاری از فعالین حقوق کودک، شواهد بسیاری دال بر نقض کنوانسیون حقوق کودک در ایران به چشم خورده است. حال، این در شرایطی است که این کنوانسیون حکم قانون را برای تمام کشورهای عضو دارد.

شاید این آمار و ارقام برای کشوری که وزیر فرهنگ و ارشادش در گوشه ای دست به شباهت سازی های محیرالعقول زده و رهبر سیاسی کشور را در حکم “مصداق آیات قرآن” می داند، آن قدرها هم عجیب به نظر نرسد. و در گوشه ای دیگر، فرمانده سپاه سیداشهدا به تاسی از شیوه ی معمول این سال ها، به طرزی خارق العاده و مضحک، سعی در وارونه جاوه دادن واقعیت جامعه ایران دارد، آن جایی که می گوید : “در جنگ نرم هدف اصلی دشمن جوانان است و او این قشر را رها نمی‏‌کند، و راهبرد اساسی دشمن در تهاجم عظیم فرهنگی، از خودبیگانگی جوانان و روبه‏‌رور قرار دادن آنان با انقلاب اسلامی است. دشمن با استفاده از رسانه‏‌ها و به خصوص شبکه‌های ماهواره‌ای مفاهیم ضدارزشی را ترویج نموده و فرهنگ مبتذل را به خورد جوانان ما می‏‌دهد تا آن‌ها را از انقلاب اسلامی دور کند، اما دین‏داری و بصیرت جوانان انقلاب اسلامی، سد محکمی در برابر این تهاجم است.”

کشوری که یک نهاد دینی در آن، به جای جاری ساختن عصاره ی دین و ایمان، مشغول “شمارش گروه های حسابرسی شونده در قیامت” است، قاعدتا افزایش آمار مبتلایان ایدز جنسی و وجود تعداد بی شمار کودکان بی هویت هم در آن، رعشه به اندام هیچ کس نخواهد انداخت. کودکانی که قربانیان خاموش فرداهای نه چندان روشن هستند. و تنها گواه ساخته شدن نسلی که موجودیتش در حد تکه کاغذی هم به حساب نخواهد آمد.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large