Skyscraper large

مصر؛ آینده‌ای در ابهام

کامیار بهرنگ

اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از سرنگونی “حسنی مبارک” در مصر، سومین انتخابات در این کشور بعد از پیروزی اعتراضات خیابانی مردم بود.

بررسی نتایج این سه دوره انتخابات می تواند واقعیتی از مسیر آن تحول اجتماعی که در مصر اتفاق افتاده را نشان دهد؛ تحولی که برخی آن را انقلاب می دانند و نیروهای سیاسی را بر این اساس تقسیم بندی می کنند.
دو دوره ی پیشین انتخابات با فراز و فرود برای نیروهای وابسته به “اخوان المسلمین” گذشت؛ آنهادر اولین انتخابات برای مجلس، با موفقیت چشمگیری توانستند بخش وسیعی از کرسی ها را از آن خود کنند، اما در مرحله ای دیگر (انتخابات شوراهای محلی) شاهد ریزش چشمگیر آراء آنان بودیم. اینک اما کاندیدای اصلی این جریان با اختلافی نزدیک به یک درصد با “احمد شفیق” آخرین نخست وزیر در دولت “مبارک” به مرحله ی دوم راه یافته است. تحلیل این انتخابات و پیش بینی برای دور دوم آن آسان نیست و مؤلفه های بسیاری می تواند نتیجه ی انتخابات را تغییر دهد که در زیر به بخشی از آنها اشاره خواهم کرد.

اول) نیروهای اسلام گرا دارای یکپارچگی نیستند و این در همان مرحله ی اول نیز نمود داشت. جایی که که “ابوالفتوح” از اخوان جدا شده و به صورت مستقل وارد مبارزات می شود و “مرسی” بر خلاف بحث های پیشین اخوان که بنا بود در انتخابات شرکت نداشته باشند به صورت رسمی نامزدی خود را اعلام می کند و عملا در مقابل یکدیگر قرار می گیرند.

در این میان “سلیم العوا” نیز به مکتب اخوان وابستگی داشت، اما نتوانست اقبال آنچنانی در انتخابات داشته باشد. اما همین ۳ دسته‌گی تنها در نحله ی اخوان نشان از تشتت افکار و اراء در اسلام گرایان دارد تا آنجا که حتی بخشی از نیروهای رسمی در اخوان با کاندیدا شدن “مرسی” موافق نبوده اند اما به دستور سازمانی سکوت کرده بودند اما در پایان میزان رای “ابوالفتوح” نشان داد که مخالفان “مرسی” کم نیستند.

 دوم ) میزان شرکت کنندگان در مرحله ی اول خود شگفتی ساز بود. تنها ۵۰ درصد در اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از سقوط رژیم “مبارک” شرکت کردند. این به آن معناست که نیمه ی دیگر جامعه ی مصر نسبت به این مهم بی تفاوت بوده اند؟ آیا آنها برای شرکت در مهمترین تصمیم گیری سیاسی کشورشان آمادگی نداشته اند؟
تمام این موارد می تواند مرحله ی دوم را به شکلی دیگر رقم زند، چرا که نمی توان تشخیص داد که آن بخش منفعل در دور اول اگر به میدان آید به کدام سمت تمایل نشان می دهد. اما به نظر می رسد که در این بخش اقبال “شفیق” بیشتر باشد. چرا که اخوان و نیروهای اسلام گرا بخش بزرگی از نیروی اجتماعی خود را در همین مرحله ی اول به میدان آورده بودند. با این نگاه بالا رفتن مشارکت کاملا به نفع “شفیق” خواهد بود.

سوم) امنیت و اقتصاد دو عنصر اساسی در انتخابات مصر خواهند بود. میزان اصلی درآمدهای مصر از کانال سوئز و صنعت توریسم به دست می آید. درآمدهایی که بعد از سقوط مبارک، عملا در مورد کانال سوئز به کمترین میزان خود رسیده است و در مورد صنعت توریست می توان گفت به صفر نزدیک شده است. با این نگاه است که کاندیدایی موفق خواهد بود که برنامه های اقتصادی مناسبی را داشته باشد چرا که وضعیت بد معیشتی مردم می تواند بخشی از “آرمان های انقلاب” را به فراموشی سپارد.

با این نگاه، حمایت های غیر آشکار عربستان سعودی از نیروهای غیر اسلامی و البته حمایت ایالات متحده از کاندیدایی غیر از اخوان می تواند صحنه ی انتخابات را به نفع شفیق ترسیم کند.

(ایالات متحده و سعودی ها در دوره اول انتخابات، به عمر موسی تمایل نشان دادند)

چهارم ) اخوان المسلمین با توجه به نتایج دور اول انتخابات به سوی نیروهای سیاسی اعم از مذهبی و چپ ها شتافت تا با شعار “اتحاد برای نجات انقلاب” بتواند بُرد خود در دور دوم را مستحکم کند. اما شکل گیری این اتحاد، چنان که پیش تر اشاره شد با اما و اگر های بسیاری همراه است و البته نیروهای مسیحی و لائیک نیز این سوی میدان دست روی دست نگذاشته اند و در تلاشی گسترده برای تجمیع آراء دور اول نیروهای غیر مذهبی به نفع ‘ شفیق ‘ هستند.

پنجم ) مولفه ی مهمی که در نتیجه نهایی، تاثیرگذار خواهد بود “شبکه های اجتماعی” است که به واسطه ی پایگاه اجتماعی نیروهای مذهبی و نفوذ آنها در لایه های گوناگون اجتماع به نفع “مرسی” وارد کارزار می شوند. نیروهای متوسط جامعه که با جامعه ی خارج از مصر نیز ارتباط دارند تاثیر عمیقی بر نتیجه نخواهند داشت. این مهم را در آراء شمارش شده در خارج از مصر می توان مشاهده نمود.

نتیجه گیری و حکم دادن درباره این انتخابات کار دشواری است، باد اده های این روزها شاید این “مرسی” است که برنده ی دور دوم است، اما جامعه ی مصر نشان داده که جریان های آماری و نظر سنجی در آن جامعه و بخصوص در مورد این انتخابات در دقایق پایانی تحت تاثیر مولفه هایی خاص تغییر می کند. رای بالای “شفیق” و عدم موفقیت “عمر موسی”، موفقیت “مرسی” و عدم موفقیت “ابو الفتوح” در هر دو جبهه نشان می دهد که حتی در رقابت های درونی نیز نمی توان پیش بینی های دقیقی داشت.

جامعه ی مصر را بحرانی عمیق تهدید می کند. پیروزی هر کدام از دو کاندیدا می تواند به بحران ختم شود چرا که “مرسی” و نیروهای شرکت کننده در سرنگونی رژیم مبارک، “شفیق” را نماد ضد انقلاب می دانند و انتخاب او را ادامه ی سیاست های “مبارک” و از سوی دیگر حضور “مرسی” در قامت رییس جمهور می تواند با واکنش نیروهای وابسته به “شفیق” روبرو شود، واکنشی که ممکن است حمایت شورای نظامی را نیز با خود داشته باشد تا آنجا که احتمال اقدام نظامی این شورا نیز مطرح شده است با این انگیزه که بتواند از شورش هر یک از نیروها علیه دیگری جلوگیری نماید.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large