Skyscraper large

آغازی برای تبدیل اوین به موزه

احمد سلامتیان

در نظامهای سرکوب زندان تنها یک ابزار کینه ورزی و یا انتقام جوئی از مبارز سیاسی نیست. زندان و فشار آن بر زندانی و اثار و عواقب آن بر خانواده اش که در واقع نوعی فشار غیر مستقیم اما بسیار سنگین تر بر او است که در بند از ازادی اولیه خود محروم شده است در واقع ابزار اصلی ادامه حیات استبدادند.

هدف از این ماشین جهنمی تنها شکستن مقاومت و پیگیری مبارز سیاسی تا حد ابراز ندامت از مبارزه بر حقش نیست.

کاربرد اساسی زندان بالا بردن هزینه هرنوع تعهد و کوشش برای کار ورز ی سیاسی و منصرف کردن جامعه از حرکت به سوی هر نوع تلاش آزادیخواهانه سیاسی است.

از این رو برای هر کارورز سیاسی , همبستگی و دفاع و پشتیبانی از زندانیان سیاسی یکی از مهمترین ملزومات اولیه استمرار بخشیدن به هرگونه تعهد و تلاش سیاسی است . آنهم در کشور هائی که سالیان دراز است زندان و اسارت بدل به نوعی زندگانی روز مره برای کوشندگان سیاسی شده است.

در واقع زندان , اگر نگویم خانه اول , خانه دوم هرکوشنده سیاسی در نظامهای دیکتاتوری است.

از این رواست که دهها سال است بسیاری مبارزین سیاسی در کشور ما همواره و شب و روز ساک کوچک و سائل زندان خود را همراه خود دارند دارند.

در درون کشورمبارزین در بند در حقیقت نوعی جلوداران و یا جانشین و جایگزین کارورزان سیاسی ای هستند که در راه رفت و آمد بزندان هستند . سایه زندان چنان بر سر هر مبارز درون کشوری سنگینی میکند که طبیعی است که نوعی هم سرنوشتی و همبستگی و احساس همدردی بین زندانی بالقوه و بالفعل , زندانی امروز با زندانی دیروز و فردا باشد.

در خارج کشور کار ورز سیاسی , جسمش از دسترس زندانبان خارج است و از تهدید فیزیکی دیوار و سیم خاردار و غل و زنجیر و قفل و کلید عمله سرکوب فارع است اما روح و روانش نمیتواند خود را از درد و رنج زندانی فارغ بداند. فاصله مکانی و دوری از شور مبارزه و درگیری مستقیم در سامان دهی مبارز و همبستگی ها و پشیبانی های آن در واقع باید احتیاج به ابراز همبستگی و عمل در تامین پشیبانی از اسرای درون کشور را در وی دو صد چندان کند.

به نوعی میتوان گفت همبستگی و پشیبانی عملی از زندانیان درون کشور و خانوادهایشان در هر شکل و به هر حد و با هر وسیله باشد نوعی تکلیف و تاوان تبعید و دوری کارورز سیاسی از میدان واقعی مبارزه در درون کشور است.

از این رو بزرگداشت از زندانیان سیاسی به هر بهانه و موجبی که باشد تنها یک همبستگی نمادین و نمایشی نیست و باید بدل به هم سرنوشتی و همدردی واقعی با زندانیان سیاسی و خانواده های آنان گردد.

سازمان عفو بین الملل سالیان دراز است که سنت خوبی را در حمایت از قربانیان تجاوز به حقوق بشر باب کرده و اعضای خود در سراسر جهان را تشویق میکند که هرکدام یک قربانی این تجاوزات را در هرکجای جهان که باشد در تحت تکفل خود بگیرد و ضمن پیگیری پرونده وی تکفل عاطفی و مالی او و خانوده اش را هم بعهده بگیرد.

چه خوب بود که اگر, نه میلیونها و نه حتی صد ها هزار نفر, بلکه تنها چندین هزار نفر از ایرنیان خارج کشور که از نعمت ازادی و زندگی در نظامهای حقوقی بر خوردار شده اند که لا اقل شب و روز نباید مسواک و حوله زندان خود را همراه داشته باشند چنان در همبستگی با پیش آهنگان مبارزه برای رهائی و آزادی و قانون در کشور مادری خود متعهد شوند که هریک لا اقل یک زندانی سیاسی و خانواده وی را به همین نوع تحت خمایت و تکفل عاطفی و عملی خود بگیرد.

در آن صورت میتوان مطمئن شد که شور و قرا گیری همبستگی چنان صف مقاومتی بوجود می آورد که بزودی زندان و غل و زنجیر دستگاه سرکوب کارائی ا ش را در کند کردن مبارزات بر حق مردم از دست خواهد داد.

ایا این خود یک شروع خوبی برای تبدیل اوین و صدها برادر همزاد و هم شکل آن در سراسر کشور به موزه هائی برای نشان دادن ناتوانی تاریخی سد استبداد در برخورد با موج آزادی نیست”.

 


*یادداشتی برای جشن تولد زندانیان سیاسی متولد خرداد – پاریس

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large