Skyscraper large

مقدّمات بازگشت به خیابان

کامیار بهرنگ

بررسی کارنامه ی یک جنبش اجتماعی در بازه های زمانی گوناگون می تواند معدلی متفاوت داشته باشد که اساسا این خاصیت چنین حرکت هایی است. جنبش های اجتماعی و به طور خاص آن دسته از جنبش هایی هایی که مشی مسالمت آمیز را پی می گیرند، بازه های اثر گذاری بلند مدتی را نیز خواهند داشت. اما به هر صورت این واقعیت نمی تواند جلوی بررسی آن جنبش در کوتاه مدت را بگیرد؛ چرا که نگاه اکثر فعالان این جنبش ها را طبقات متوسط و یا پایین جامعه تشکیل می دهند که در پی نگاهی فلسفی به مبارزه نبوده و وضعیت حال برای آنان اولویت نخست است.  اینجاست که نیروهای پیشرو تحرکات اجتماعی وظیفه دارند با تبیین شرایط و بسط فلسفه ی مبارزه از سرخوردگی های مقطعی در بدنه ی جامعه جلوگیری کنند.

این بحث البته محدود به یک نوشته و یک سخنرانی نخواهد بود و می بایست در یک سلسله ی به هم پیوسته و هدفمند در بازه هایی که جنبش بروزی عیان و علنی ندارد، جای خالی را پر کند؛ در این مجال کوتاه، به مولفه هایی عمومی در یک جنبش اجتماعی اشاره می کنیم و تطبیقی گذرا از موقعیت امروز در ایران:

شاید مهمترین دلیلی که می تواند به بروز روحیه سرخوردگی و در نتیجه ی آن اولین سنگ شکست در یک جنبش اجتماعی را فراهم سازد جواب منفی به سوال آیا تغییری صورت گرفته است؟» باشد. 

اگر یک جنبش نتواند در کوتاه مدت پیروزی های حداقلی و ملموس به دست آورد، نمی تواند روحیه ی تغییر را جامعه زنده نگاه دارد. این تغییر می تواند دو جنبه داشته باشد، اول تغییر در سطح جامعه و دوم تغییر در رفتار حاکمیت. 

مهم آن است که جنبش های اجتماعی ابتدا تغییر را در خود جستجو کنند، نگاهی به جامعه شناسی اصلاح طلبی در ایران نشان می دهد که بیشتر نیروهای تحول خواه بجای آنکه رو به مردم داشته باشند تلاش داشته اند که حاکمیت (خانواده ی پادشاهی و دربار) را اصلاح و از آنجا به سمت جامعه بروند، اما بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶ و به طور خاص بعد ازخروش جنبش سبز، این معادله به صورت صحیح تعریف شد و تحول از سطح جامعه آغاز شد، حال آنکه رفتار حاکمیت می تواند با نوسانات عمیقی همراه باشد  (که در دوره ای به دیکتاتوری محض ختم شود) اما جامعه به مسیر خود ادامه می دهد و می توان تغییر در سطح و نوع نگاه و همچنین رفتار جامعه را به وضوح مشاهده کرد؛ البته زمانیکه رسانه ی ملی در اختیار جناحی خاص قرار داشته باشد، نمی توان بحث های آموزشی را در سطحی وسیع گسترده و آن را نیز ارزیابی کرد، اما می توان به صورت میدانی این تغییرات را اندازه گرفت.

گسترش این شایعه که ’ حاکمیت در موقعیت بسیار مستحکمی است و به ما اعتنا نمی کند ’ خود می تواند یک تفکر مخرب دیگر در حرکت های اجتماعی باشد. به وضوح حاکمیت اقتدار گرا و دیکتاتوری در ظاهر با توسل به زور، چهره ای خشن و در عین حال مقتدر از خود به نمایش می گذارد. اما این با واقعیت آن در تضاد است، چرا که به وضوح اگر این اقتدار واقعی بود نیازی به دست دراز کردن به اهرم های زور (سرکوب خیابانی، حبس و تبعید، سانسور و انحصار رسانه ای) نبود.

 در واقع، اقتدار پلیسی که با پشتوانه ی زندان همراه است، جز شکست حاکمیت معنی ندارد، هر چه زندانیان سیاسی در جامعه بیشتر باشد می توان عمق ترس حاکمیت را اندازه گیری کرد. 

امروز ما نیز به وضوح این امر را در رفتار حاکمیت مشاهده می کنیم. در عرصه های گوناگون تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی با سختگیری های بیشتر پاسخ داده می شود، درخواست مصلحان با بی اعتنایی مواجه می شود و بدین ترتیب هیچ خواستی برای تغییر در این رفتار و باز شدن فضا از سوی حاکمیت دیده نمی شود، زیرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران به عنوان چشم و چراغ جامعه می توانند رفتارهای اشتباه حاکمیت را به نقد کشند و این با آن اقتدار پوشالی آنان در تضاد است.

بخش مهم دیگری که می تواند به یأس در جنبش اجتماعی بیانجامد، جستجوی جنبش در کنش های ثابت و به طور خاص اعتراضات خیابانی است. میزان گستردگی جنبش های اجتماعی در خیابان یکی از مهمترین مولفه های اندازه گیری است اما تمام آن نیست. 

جنبش های اجتماعی بخصوص آن دسته از جنبش هایی که حرکت های بدون خشونت را پیگیری می کنند، اعتراض خیابانی را تنها راه مبارزه نمی دانند و به واقع کف خیابان نیست که تمام مبارزه را هدایت می کند. در این مسیر اعتراض خیابانی یکی از عوامل تقویت شبکه ها و نشان دهنده ی مسیری است که در فردای آن اعتراض، در پیش است، به عبارت دیگر، مقدمه یک اعتراض خیابانی، شبکه های اجتماعی گسترده و برنامه ریزی بلند مدت است. 

اگر این دو فاکتور وجود نداشته باشد اعتراض خیابانی می تواند با شکست مواجه شود و به طبع آن سرخودگی اجتماعی را عمیق تر کند. حکومت های اقتدار گرا و دیکتاتوری هم با همین نگاه تلاش می کنند با سرکوب اعتراضات خیابانی، ترس در جنبش را گستره تر کنند و هزینه های مبارزه را بالا ببرند. در این ۳ سال نیز ما در ایران شاهد این موضوع بوده ایم. جنبش سبز علیرغم سرکوب ها و کشتاری که در مقابل اعتراض مسالمت آمیز و به حق خود، همواره تلاش نمود که اول خود عامل خشونت نباشد و دوم از فرصت های خیابان به نفع اهدافش استفاده کند، به این معنی که جنبش به خیابان نیامد تا در آنجا تصمیم بگیرد، بلکه در فضای شبکه ای خود تصمیم گرفت و به صورت هدفمند به میدان آمد. تجربه ی اعتراضات در روزهای مشخص برای نشان دادن اعتراض در همین راستا بوده است. اما امروز به واسطه ی آنکه بخش وسیعی از رابطان شبکه ها تحت فشار هستند گسستی میان آنها به وجود آمده است که می بایست ابتدا به بازسازی آنها پرداخت و بعد از آن کنش های خیابانی را به بحث گذاشت و سپس اجرا نمود. 

حاکمیت به خوبی از میزان نارضایتی ها آگاهی دارد و معنای این «سکوت موقت» را می داند؛ اگر شبکه های اجتماعی بتوانند به بازیابی خود بپردازند کنش های پس از بازیابی، هزینه های بسیاری برای حاکمیت به همراه خواهد داشت، چرا که حاکمیت به هیچ یک از مطالبات جنبش پاسخ نداده است و این عدم پاسخگویی رمز ماندگاری و زنده بودن جنبش است.

این مطلب را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید
Skyscraper large